تبليغاتX
واقعیت های تاریخ کهن ترکان

نوشتار زیر برداشت شده است از: http://mylovegod.webphoto.ir/168870.htm 

 

 "نورا جانان " بانوي محجبه‌  تر کیه ای وحجاب ،بهايي كه يك بانوي محجبه در تركيه براي حفظ حجاب پرداخت .

 

خبرگزاري فارس: " نورا جانان " بانوي محجبه‌اي است كه اخيرا در يكي از كانال هاي تلويزيوني تركيه با بيان جمله :«اگر بلايي بر سرم نياورند مي گويم امام خميني (ره) را دوست دارم،اما آتا تورك را دوست ندارم» محافل لاييك اين كشور را شديدا به خشم آورده است.

به گزارش خبرگزاري فارس پايگاه خبري «اپك خبر» تركيه طي گزارشي تفصيلي به پيشينه اين زن پرداخت.

 

 

 

 

*نوراي جانان بزيرگان كيست؟

 رسانه‌هاي تركيه در ابتدا ادعا مي‌كردند خانم «نوراي جانان بزيرگان » دانشجويي است كه به سبب حفظ حجابش دچار مشكل شده است اما اگر كمي به عقب بازگرديم به نكات حائز اهميت ديگري نيز برخورد خواهيم كرد.

خانم بزيرگان زماني به اتهام «اخلال در مسير آموزش» ، با مداخله پليس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس محكوم شد. خانم «نوراي جانان بزيرگان» در جريان مداخله پليس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنين شده و در ادامه ماجرا به كانادا پناهنده شد. او اولين زني است كه در تركيه به سبب حفظ پوشش اسلامي محكوم به حبس قطعي شده است.

«بزيرگان» وقتي كه دانشجوي سال دوم مهندسي پزشكي در «دانشكده خدمات بهداشتي» ، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامي در ميانه جلسه امتحان پايان ترم، با ضرب و شتم پليس بيرون كشيده شد.

«هيات قضايي كانادايي رسيدگي به تقاضاي پناهندگي» طي جلسه اي از خانم «نوراي» ‌پرسيدند: «مگر تركيه يك كشور اسلامي نيست؟» پاسخ اين سوال براي «نوراي» دشوار بود اما در نهايت جواب داد: «در صورت رفع مشكل حجاب در تركيه، به كشورم برمي گردم.»

او در همان ايام گفته بود: « در حقيقت ممنوعيت نبود كه موجب خروج من از كشور شد. من تصميم داشتم مبارزه‌ خود را به خارج از كشور بكشانم. اگر آنقدر ترسو بودم كه بخواهم فرار كنم، مسلما اينقدر در تركيه خود را درگير مسائل دردسرساز نمي‌ كردم».

در همان روزها خبرنگار روزنامه «يني شفق»- چاپ تركيه- از وي پرسيده بود: «در تركيه چه بلايي سرت آمد كه به فكر پناهندگي به كانادا افتادي؟» بزيرگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگي كنم و حتي به خاطر همين اعتقادات راهي زندان شدم. از آنجايي كه شرح ناحقي‌هايي كه بر من روا مي‌شد را در هر محفل و جمعي تعريف مي‌كردم، آنقدر از طرف پليس و ديگران پيام و تلفن‌هاي تهديد آميز دريافت كردم كه كلافه شدم. تلفنهايم شنیده مي‌شد و حتي يكبار كه شرح گفت‌وگوي تلويزيوني خود در برنامه «سي و دومين روز» را ، تلفني براي دوستم تعريف مي‌كردم، ناگهان صداي غريبه‌اي وارد مكالمه ما شد؛ طوري كه دوستم هم آنرا شنيد. صدا مرا به كشتن كودكم تهديد كرد.»

«بزيرگان» مي گويد:«من اين حرفها را در دادگاه (هيات قضايي كانادايي) هم بيان كردم. به آنها گفتم كه من عليرغم مسلمان بودن نمي‌توانم در معابر كشورم به راحتي گردش كنم. گفتم كه، لائيك هاي متعصب در هر فرصتي كه بدست مي‌آورند ما را تحقير مي‌كنند. در تركيه، برخلاف آنچه كه تصور مي‌شود، مظلومان حقيقي مسلمان ها هستند.»

به گفته «نوراي جانان بزيرگان » ، قاضي دادگاه كه يك زن بود و همچنين ديگر اعضايي كه در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده كاست ويديو و بريده جرايدي كه من ارائه داده بودم چنان شوكه شدند كه حيرتشان، مرا هم شگفت‌زده كرد. آنها به هيچ وجه باورشان نمي‌شد كه ما در تركيه چنين وضعيتي داشته باشيم. خانم قاضي وقتي عكس‌هاي مربوط به باتوم خوردن و روي آسفالت كشيده شدن بانوان محجبه را ديد بي‌اختيار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمي‌شود!‌مگر تركيه كشوري مسلمان نيست؟ راستش من در اينجا (كانادا) با اين سوال بسيار مواجه مي‌شوم.من به هيئت قضايي كانادايي گفتم كه در تركيه اين ما هستيم كه با سلب حق آزادي بيان و عقيده دست و پنجه نرم مي كنيم اما نبايد زندگي كردن مطابق اعتقادات ، تاواني ابن چنيني داشته باشد. من اين حرفها را در تمامي دادگاه‌هايي كه در طول سه سال به آن ها رفت و آمد داشتم مي گفتم. خانم قاضي گفت: در اين ماجرای شما حق با شماست ،خيلي هم حق با شماست».

وقتي خانم قاضي اجازه اقامت مرا در كانادا صادر كرد خيلي خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه اي را تصور كردم كه هيأت قضايي تركيه به خاطر حجاب برايم حكم زندان صادر كرد.

خبرنگار از از خانم «بزيرگان» پرسيد: اگر ممنوعيت حجاب در تركيه از ميان برداشته شود چه كار مي‌كنيد؟ آيا به تركيه بازمي‌گرديد؟

او پاسخ داد: «بله. خيلي دلم مي‌خواهد. دلم براي استانبول تنگ شده است .امروز دنيا به ممنوعيت حجاب مي‌خندد!»

خبرنگار مجددا پرسيد:چه توصيه‌‌اي براي دوستاني كه در تركيه هستند داريد؟

خانم «بزيرگان» گفت:هرگز خود را بيچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پيگيري قضايي مظالمي كه بر آن ها مي شود بايد به دنبال راه‌هايي براي خروج از كشور باشند يا در پي دانشگاه‌هايي باشند كه از طريق اينترنت دانشجو مي پذيرند.

«نوراي بزيرگان» در ادامه افزود: درست است كه در تركيه خيلي چيزها تغيير كرده است اما هنوز آن ذهنيتي كه از طريق رسانه‌ها عربده مي‌زد كه خطر ارتجاع(يعني اسلام گرايي ) تركيه را تهديد مي كند اصلا تغيير نكرده است.

«نوراي جانان بزيرگان » پس از حدود7 سال اقامت در كانادا ، با اتمام تحصيلاتش در سال 2005 به تركيه بازگشت . او معتقد است : «در مقايسه با سال 1999 وضعيت رفاهي مردم بسيار ارتقا يافته است اما در عرصه آزادي بيان و عقيده تغييرات چنداني صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازي و برچسب زني به قوت خود باقي است. كليشه «تهديد ارتجاع » هنوز در رسانه‌ها اجرا مي‌شود. در طرف ديگر هم رجالي كه هيچگونه احترامي براي ارزش هاي مردم قائل نيستند و هرگونه تبعيض را در خصوص اشخاصي كه همانند آنها فكر نمي‌كنند مباح مي‌دانند، همچنان سر جاي خود نشسته‌اند؛ يعني روي همان كرسي هايي كه به نمايندگي از همين مردم در آنجا قرار گرفته‌اند و از همانجا نعره مي‌زنندكه مبارزه ما عليه ارزش‌هاي مردم ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس خانم نوراي بزيرگان در روز 21 خرداد طي شركت در يك برنامه تلويزيوني مشهور با نام «تك تك»در پاسخ به مجري برنامه، "فاتح آلتايلي "كه از چهره هاي هنري ضد ديني تركيه به شمار مي رود و از او پرسيده بود كه آيا «امام خميني» را دوست دارد ، پاسخ داد : بله من هم دوست دارم .

در اين ميان "فاتح آلتايلي " از نوراي پرسيد : آيا آتاتورك را هم دوست داريد ؟ و ايشان جواب داد : آيا در تركيه كسي حق دارد كه بگوید آتاتورك را دوست نداشته باشم ؟ اگر بلايي سرم نياورند من مي گويم كه دوستش ندارم .

اين مصاحبه «بزيرگان» جنجالي بزرگ را در محافل لاييك تركيه ايجاد كرد و كار به جايي رسيد كه دستگاه قضايي اين كشور قرار پيگرد قانوني وي را صادر نمود.

«بزيرگان» امروز صاحب دو فرزند (يك پسر و يك دختر) است كه هر دو متولد كانادا هستند. او در كانادا پس از طي دوره آموزش زبان انگليسي در رشته علوم سياسي ادامه تحصيل داد.

 

ترکیه ای که برخی شوونیست های ترک و آتاترکیست ها و پانترکیست ها دم از آن می زنند چنین است که دیدید.

 

 

+ نوشته شده توسط ترک قهرمان در پنجشنبه 19 شهریور1388 و ساعت 2:9 قبل از ظهر |

این نوشتار برداشتی خلاصه شده است از www.ariarman.com (پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران)  :

نخستین سنگ بنای قتل عام ارامنه در زمان سلطان عبدالحمید بود. ارامنه که از وجاهت و ظلم وی به جوش آمده بودند، با ترکان مشروطه طلب و آزادیخواه متحد و علیه سلطان عثمانی شورش کردند. لیکن جواب خوبی نگرفتند! ارامنه تصور می کردند با روی کار آمدن جماعت به اصطلاح روشنفکر دوران ستم عثمانی به پایان رسیده اما خیال باطلی بود! در سال 1909 در شهر آدانا نزدیک به 30000 ارمنی با عنوان حمایت از عبدالحمید قربانی شدند، حال آن که ارامنه از پیش قراولان نبرد با سلطان مستبد عثمانی بودند. حال باید پرسیدکدام دادگاه ترک توانسته یک شبه 30000 نفر را محاکمه و در جا قصاص کند؟!

قبل از آغاز جنگ جهانی اول (1914) حدود دو و نیم میلیون نفر ارمنی در قلمرو امپراطوری عثمانی زندگی می کردند ، اما پس از سال 1923 یعنی بعد از قتل عام نهایی ارامنه فقط تعدادی اندک (50,000 نفر ) آنهم در شرایطی بسیار اسفناک در قسطنتنیه ، استامبول امروزی ، زندگی می کردند. باقی این افراد کجایند؟!

همه چیز از تابستان 1914 میلادی یعنی آغاز جنگ جهانی اول شروع شد. همین زمان است که عثمانی به آلمان می پیوندد و در خیل متحدین قرار می گیرد. جنگ جهانی است و باید هرچه سریعتر موضوع ارامنه را حل کرد. ارامنه به تدریج نوای استقلال طلبی سر داده اند اما هیچ حامی خارجی قدرتمندی ندارند و حتی بعضی دول نظیر آلمان، که متحد نزدیک عثمانی بود به شدت با این جدایی مخالف بود. همین آلمانها بعدها در این کشتارها به سران عثمانی کمک نیز می کردند! جهان نیز درگیر جنگ جهانی است، پس هیچ کسی نمی تواند ندای مخالفت را سر دهد. در آن زمان ترکان جوان تحت کمیته اتحاد و ترقی ، زمام امور را در دست داشتند . سه تن از رهبران اصلی این حزب به نامهای محمد طلعت پاشا وزیر اعطم وقت ترکیه ، اسماعیل انور پاشا وزیر جنگ و احمد جمال پاشا که اندیشه های پان ترکیستی نژاد پرستانه و گرایش به آلمان داشتند، در راس امور قرار گرفتند . طلعت پاشا با کمک یاران خود در "تشکیلات مخصوصه" که سازمان پلیس مخفی عثمانی بود به مطالعه امکان اجرای این طرح نشست و سر آخر به مدیریت بهاء الدین شاکر که آن زمان عضو کمیته مرکزی "اتحاد و ترقی" و مسئول شاخه سیاسی "تشکیلات مخصوصه" بود، توانست آن را به اجرا درآورد.

انهدام کامل نژاد ارمنی توسط این کمیته و بویژه سه شخص فوق به شکلی دقیق ، برنامه ریزی شده و محرمانه طرح ریزی شد . هر چند که این کشتار ها در سال های 1915 و 1916 ادامه داشت، لیکن در روز 24 آوریل 1915 بدستور دولت عثمانی حدود 300 نفر از رهبران، روحانیون، اندیشمندان، نویسندگان و سیاستمداران ارمنی دستگیر شده و پس از انتقال به کشتارگاه همگی آنها بجز اسقفی به نام کومیتاس ( او نیز هوش و هواس خود را در اثر آنچه که دیده بود ، از دست داد) بطرز فجیعی سلاخی شدند و این سرآغاز قتل عام بود. همچنین در همان روز حدود 5000 نفر از ارامنه استامبول در کوچه ها و منازلشان به قتل می رسند.

پس از آن بود که سربازان ارمنی در جبهه های جنگ را خلع سلاح کرده و پس از انتقال آنان به گردان های بیکاری در پشت جبهه (راه سازی و خدمات) آنان را گروه گروه به قتل رساندند . رهبران و کسانیکه توانایی هدایت و رهبری مردم را داشتند به قتل رسیدند ، مردان و کسانیکه نیروی مقاومت جامعه ارمنی محسوب می شدند نیز در ارتش کشته شدند. حالا دیگر دولت بزرگ عثمانی مانده بود و ملت بی دفاع ارمنی بدون هیچ رهبر و مغز متفکری. دیگر چه چیز می توانست مانع اجرای سیاست ضد بشری آنان گردد ؟ بهانه ترکان عثمانی حمایت ارامنه از دولت روسیه بود اما آیا این دلیل قانع کننده ای است؟ سیاست نژآد پرستانه ضد ارمنی عثمانی از زمان سلطان عبدالحمید اوج گرفت، آیا در آن زمان هم جنگی بود که روس ها حامی ارامنه شوند؟ همانطور که گفته شد ارامنه به دلیل عدم اطاعت از پاپ همواره قومی مهجور در مقابل دیگر مسیحیان بودند. پس چه جایی برای حمایت باقی می ماند؟ ارامنه از نخستین اصلاحگران بودند. این اصلاحگرایی ارامنه در ایران نیز وجود داشت. رهبران بسیاری از احزاب و گروه های مشروطه خواه ایرانی از ارامنه بودند، آیا فقط دو میلیون ارمنی که تحت قیومیت ترکان عثمانی بودند ندای حمایت از روس ها را سر می دادند؟ چرا چنین منش و رفتاری در قبال اقلیت ارمنی ایران، که بزرگترین اقلیت مذهبی ایران را شامل می شدند، مشاهده نشد؟

به هر حال پس از گذشت آن زمان و زمانیکه اوضاع بر وفق مراد بود، آنها به شهرها و روستاهای ارمنی نشین رفته و آنها را به این بهانه که در منطقه جنگی قرار دارند و باید به جاهای امن منتقل شوند ، از خانه هایشان بیرون کشیدند . ماموران حتی فرصت نمی دادند تا آنان غذا ، لباس و لوازم ضروری را به همراه خود بردارند . آنان دسته های ارمنی را که بیشتر آنها را زنان ، کودکان و سالخوردگان تشکیل می دادند ، بصورت کاروان هایی به طرف تبعیدگاه روانه می ساختند . تبعید گاهی که برای آنان در نظر گرفته شده بود، صحرای مرکزی سوریه واقع در منطقه درالزور در نزدیکی شهر حلب بود، جائیکه قرار بود در زیر آفتاب سوزان از تشنگی و گرسنگی بمیرند . ماموران ترک از رسیدن هر گونه آذوقه و مواد غذایی به ارامنه ، به شدت جلوگیری می کردند. دولت برای سرعت بخشیدن به کشتار ارامنه ، گروه هایی را از زندانیان جنایتکار و بیرحم ترک و کرد ، تشکیل داد . آن زندانیان به شرط شرکت در کشتار کاروان های تبعیدی ارمنی از زندان آزاد می گشتند . آنها در سر راه مسیر کاروان های تبعیدی قرار گرفته و تا آخرین نفر را به وحشیانه ترین شکل قتل عام می کردند و اندک چیزهایی هم که داشتند غارت می کردند. آوارگی و تبعید آنان به صحرای سوزان سوریه از چشمان دیگران دور نماند.

دختران ارمنی برای آنکه آتش شهوت ژاندارمها ناموس آنها را نشانه نرود، گیسوان خود را کاملا می تراشیدند و یا سر و صورت خود را می پوشانیدند . ماموران ترک و ساکنین محلی برای خاموش کردن آتش شهوت خود ، حتی از تجاوز به اجساد زنان مرده کاروان نیز خودداری نمی کردند. در بسیاری از موارد از یک کاروان چند ده هزار نفری فقط عده ای انگشت شمار به تبعیدگاه می رسید و در اغلب موارد همگی تلف شده یا قتل عام می شدند. مادران ارمنی برای آنکه کودکانشان از گزند قتل عام در امان بمانند، آنان را به التماس به خانواده های کرد و یا حتی ترک می سپردند. بسیاری در بین راه طاقت نیاورده، جان باختند. رودخانه های دجله و فرات همواره از اجساد ارامنه پر بود . گاهی اعدام های دسته جمعی ارمنیان و جنایات وحشیانه جلادان ترک سبب می شد تا در مواردی اندک همسایگان کرد به یاری ارامنه اقدام کنند، هر چند که خود کردها نیز از یاری به ارامنه وحشت داشتند هر کرد یا حتی ترکی که از ارامنه حمایت می کرد کشته می شد . جنایات آنان بحدی بود که تعدادی از سیاستمداران ترک همچون صلال استاندار آلپو ( حلب ) و یا مظهر استاندارد آنکارا با کشتار ارامنه مخالفت ورزیده و از کار برکنار شدند. جلادان در ترابوزان واقع در ساحل جنوبی دریای سیاه روش جدیدی از کشتار را در پیش گرفتند. آنان دسته های ارمنی را در قایق های کوچک سوار کرده و آنان را از قایق به دریا می ریختند. در بعضی شهرهای دیگر مانند وان نیز از همین روش برای کشتار استفاده می شد. بعضاٌ تبعیدیان را در رودخانه های دجله و فرات نیز غرق می کردند.

تصاویر این قتل عام 5/2 میلیون نفره ی تران عثمانی:

 

 

 

 

 

 

امیدوارم با ویژگی های قوم ترک در ابتدای امر آشنا شده باشید.

+ نوشته شده توسط ترک قهرمان در پنجشنبه 12 شهریور1388 و ساعت 6:25 بعد از ظهر |